عناوین این صفحه
کد خبر: ۳۱۰۵۲

اعترافات قاتل از جنایت در شاسی‌بلند

جوان ۳۲ ساله ای که به اتهام قتل پدرش در مشهد دستگیر شده است، هنگام بازسازی صحنه جنایت گفت: من فقط چندین بار نقشه قتل پدرم را طراحی کردم و آلات قتاله را در اختیار دوستم قرار دادم تا پدرم را بکشد و برای این کار شش میلیون تومان به عنوان پیش پرداخت به او دادم که...
 این ها بخشی از اظهارات «بهزاد» جوان ۳۲ ساله ای است که تیرماه گذشته به اتهام قتل پدر دندانپزشک خود در مشهد دستگیر شد.
متهم این پرونده جنایی که توسط کاراگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی به محل وقوع قتل هدایت شده بود، پس از تفهیم اتهام از سوی قاضی ویژه قتل عمد مقابل دوربین قوه قضاییه قرار گرفت و ضمن تشریح جزئیات و چگونگی وقوع جنایت در بازسازی صحنه قتل گفت: پدرم دندانپزشک و مرد پولداری بود و همه نوع امکانات رفاهی را برای من و برادرم فراهم کرده بود؛ او یک واحد آپارتمانی و یک خودروی گرانقیمت نیز برایم خریده بود؛ حتی خودرویی نیز برای همسرم خرید؛ اما من می خواستم پول بیشتری داشته باشم؛ به همین خاطر نقشه قتل او را طراحی کردم. 
پس از «محمد»، جوان مجردی که به منزل ما رفت و آمد داشت، خواستم در قتل پدرم با من همکاری کند و به او قول دادم پس از آن که وارث اموال پدرم شدم، او را از نظر مالی تأمین کنم و برای جلب اطمینان او ابتدا مبلغ شش میلیون تومان به او دادم. متهم این پرونده جنایی ادامه داد: چند بار نقشه قتل پدرم را کشیدم؛ اما هر بار به دلایل مختلفی نتوانستیم او را بکشیم. تا این که شب حادثه به همراه پدرم به منزل عمه ام رفتیم. پدرم می خواست بخیه های دندان عمه ام را بکشد، من هم فرصت را مناسب دیدم و با ارسال آدرس منزل عمه ام برای «محمد» از او خواستم به آن جا بیاید. درهای خودروی شاسی بلند را نیز باز گذاشته بودم. نقشه ما این بود که «محمد» در عقب خودرو مخفی شود و به محض این که به مکان مناسبی رسیدیم، از پشت سر او را به قتل رساند. آن شب وقتی از منزل عمه ام بیرون آمدیم به طرف بولوار سیدرضی در منطقه آزادشهر رفتیم که آن جا «محمد» از پشت صندلی بیرون آمد و ضربات متعددی به پشت پدرم زد. پدرم که غافلگیر شده بود، فقط رو به من کرد و گفت: «بابا!» این کیه؟ اما «محمد» امانش نداد و ضربات چاقو را یکی پس از دیگری بر پیکرش فرود آورد. بعد از آن به منطقه الهیه آمدیم و «محمد» را بین الهیه ۲۵ و ۲۳ پیاده کردم و خودرو را به نبش الهیه ۲۹ بردم؛ سپس فریاد زدم پدرم را کشتند! وقتی مردم جمع شدند داستان ساختگی ام را برای کاراگاهان بازگو کردم و گفتم سارق نقابداری که داخل خودرو مخفی شده بود، پدرم را به قتل رساند و با زخمی کردن من از محل گریخت؛ زیرا پیش از این «محمد» ضربه‌ای نیز به دست من زده بود تا چنین وانمود کنم که با سارق درگیر شده ام.
پس از اعترافات فرزند مقتول، «محمد» نیز به دستور قاضی سیدجواد حسینی، مقابل دوربین قوه قضاییه قرار گرفت و با تأیید اظهارات بهزاد گفت: آن شب پس از تماس «بهزاد» من کیفی را که آلات قتاله را داخل آن گذاشته بودم، برداشتم و در نزدیکی منزل عمه بهزاد، درون خودروی شاسی بلند پنهان شدم. وقتی بهزاد و پدرش سوار خودرو شدند، به سمت جایگاه سوخت در بولوار سیدرضی حرکت کردند. من هم با اشاره بهزاد از صندوق عقب به صندلی عقب خودرو آمدم و به طور ناگهانی ضربه ای به گردن پدر ۶۰ ساله او زدم و سپس ضربات متعدد دیگری را فرود آوردم. وقتی پدر بهزاد جان سپرد، من هم به همراه او تا الهیه آمدم و در آن جا به داخل خرابه ای رفتم و با پنهان کردن چاقو، لباس های خون آلودم را نیز عوض کردم و به منزل رفتم؛ اما طولی نکشید که کاراگاهان اداره جنایی به سراغم آمدند و دستگیر شدم. در آغاز بازسازی صحنه قتل، ابتدا کارآگاه سلطانیان (افسر پرونده) به تشریح ماجرای ساختگی متهم برای فرار از مجازات پرداخت و گفت: او در شب وقوع قتل چنین وانمود کرد که پدرش را زورگیر ناشناسی به قتل رسانیده؛ اما هوشیاری مقام قضایی و نظریه پزشک قانونی معادله این نقشه ساختگی را به هم ریخت؛ چراکه تجزیه و تحلیل های کارشناسی نشان می داد باید دو نفر در این جنایت نقش داشته باشند؛ بنابراین با صدور دستورات ویژه ای از سوی قاضی سیدجواد حسینی و با استفاده از شگردهای پلیسی به فرزند مقتول مظنون شدیم؛ سپس همدست او را نیز دستگیر کردیم. بنابر این گزارش، متهمان این پرونده پس از بازسازی صحنه قتل روانه زندان شدند تا این پرونده جنایی دیگر مراحل قانونی خود را طی کند.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد
۱۳۹۵/۶/۳۱ -  شماره 5391
جستجو
جستجو
بالای صفحه