عناوین این صفحه
کد خبر: ۳۵۵۵۸

جشن آبریزگان در کاریان لار

یکى از ویژگى هاى مهم جشن هاى ایرانى در این است که بیشتر از پدیده هاى  اقلیمی اجتماعی وکیهانی تأثیر پذیرفته اند؛ اما همواره و در طول زمان پیروان برخى ادیان کوشش کرده اند تا جشن هاى مهم و گسترده را به هرشکل ممکن به اعتقادات خود پیوند زنند و به آن رنگ و بوى متافیزیکى بدهند و جامه اى تازه بر تن آن بپوشانند.
خاستگاه جشن ها و آیین های ایرانی با پدیده های کیهانی و هستی شناسانه و همچنین با ویژگی های اقلیمی و زیست بومی پیوندی ژرف و شگرف دارد؛‌ اما روش برگزاری این آیین‌ها در فرهنگ فارسی بیشتر از دیگران با واقعیت ها نزدیکی دارد و رمزینه های موجود در آن، به یکپارچگی با دنیای مینوی پیوند نمی خورد.
به دیگر سخن، در باورهای ایرانی بر خلاف باورهای یونان و میاندورود(بین النهرین) دسترسی به جهان ایزدان برای مردمان امکان‌پذیر نیست. در باورهاى کهن سامى و میاندورودِ پیش آریایى و نیز یونان عصر کلاسیک، اساطیر گاهى مظهر خشم و خشونت و آدم ربایى و خشکسالى و ترس هستند؛ اما در فرهنگ ایرانى، پروردگار و ایزدگان، همیشه و همواره مظهر نیکى و خیرخواهى براى مردمان و باشندگان روى زمین هستند و «سراى سپند» که جایگاه مینویان، سرایى است که در آنجا تنها «نور و سرود» وجود دارد؛ از این رو است که مرگ در باورهاى ایرانیِ کهن، نه تنها پدیده اى غمناک نیست، که گاه موجب سرور و شادمانى هم مى شده است‌.
از سوى دیگر، در حالى که در فرهنگ یونانى، گذر تاریخ شکلى خطى و ممتد دارد، در باورهاى ایرانى گذر زمان و تاریخ، شکلى چرخى و تکرارى در پیش دارد. از همین رو، نوروز نیز نه تنها آغاز بهار، بلکه آغاز هستیِ زمینى و نمادى از آغاز آفرینش است...
جشن آبریزگان نیز یکى دیگر از جشن هاى ایرانیان است که خود بعد از قحطى و خشکسالى شدیدى در دوران ساسانیان و در دوره حکمرانى «پیر وز»(۴۸۴-۴۵۹ م) پدید آمده است و در حقیقت جشنى است که از آن پس، هر سال به یادگار ستایش و نیایش مردم ایران به درگاه خداوند و اجابت خواسته آن‌ها و بارش باران بر زمین ها و کشتزار‌هاى تشنه فرود آمده است. با نگاهى گذرا، به زمینه تاریخى و چگونگى پدید آمدن این جشن و پیوند آن با « تیشتر» ایزد باران و سپس تحول آن در ایران پس از اسلام مى پردازیم..
پادشاهان ساسانى از نوادگان ساسان - موبد معبد آناهیتا در شهر استخر فارس بودند و با پیروزى اردشیر بابکان (۲۴۱-۲۲۴ م) بر اردوان پنجم آخرین پادشاه اشکانى بر پادشاهى ایران تکیه زدند. آنان از همان ابتداى فرمانروایى خود دین و دولت را به هم آمیخته و خود را به پادشاهان هخامنشى (۵۵۰-۳۳۰ ق.م) پیوند دادند .
از مهم‌ترین مسائل دوران ساسانى مسئله آب و کشاورزى و سیاست هاى آن‌ها در این زمینه بود. البته پدیده خشکسالى در ایران پدیده تازه اى نیست همان طور که داریوش در کتیبه تخت جمشید مى نویسد: «کشور او را از دروغ، خشکسالى و دشمن در امان دار»
هرودوت مورخ یونانى قرن پنجم ق.م نیز اهمیت آب را نزد ایرانیان یادآور شده است. در آیین زرتشتى نیز کشاورزى و مسئله آبیارى بسیار با اهمیت معرفى شده است و مسئله آب در سراسر ایران باستان و به‌ویژه در دوران ساسانیان، از مسائل مهم حکومتى بوده است. اردشیر بابکان به وسیله مأمورانى به وضع کشاورزان رسیدگى مى کرد و در صورتى که زمین به دلیل بى آبى و کم استعدادى محصول کافى نمى داد و کشاورز به حکم تنگدستى قادر به آباد کردن آن نبود، دولت نه تنها از گرفتن خراج خوددارى مى کرد؛ بلکه با دادن پول و ابزار کار به بهبود و تجدید فعالیت کشاورزان کمک مى کرد؛
اما شاید بتوان گفت که یکى از شدید ترین قحطى  ها و خشکسالى‌هایى که در سراسر ایران باستان دیده شده است، در دوران «پیروز» روى داد که خود سر آغاز جشن آبریزگان شده است. به روایت منابع موجود، از همان آغازین سال هاى حکمرانى «پیروز» قحطى و خشکسالى هفت ساله ایران را فرا گرفت، در مجمع التواریخ و القصص درباره حکمرانى «پیروز» آمده است که: «‌و هفت سال قحط افتاد در عهد او و باران نیامد تا خداى عز‌و‌جل رحمت کرد و باران داد و فراخى پیدا شد و آن روز از آب باران بر یکدیگر همى ریختند و آن را عید کردند و هنوز به کار دارند، آن است که در تقویم نویسند صب الماء (آب ریزان).
ابو‌ریحان بیرونى از جمله نخستین نویسندگان ایرانى است که درباره جشن آبریزگان مطالبى نوشته است. او علت برگزارى این جشن را در کتاب «آثار الباقیه» بدین گونه شرح مى دهد: «در دوران پیروز خشکسالى ایران را فرا گرفت و چند سال باران نیامد، از این رو پیروز از مردم خراج نگرفت و در‌هاى خود را گشود و از مال هایى که به آتشکده ها تعلق داشت، به مردم داد و سپس به آتشکده آذر خورا ( آذر فرنبخ) رفته و با خداى خویش به راز و نیاز پرداخته و با تضرع از درگاه او خواستار باران و نزول برکات شد...»
دعاى او مستجاب شد و مردم با بارش باران به جشن و سرور پرداخته و از شادى، آب بر روى هم مى پاشیدند و این رسم همچنان پایدار ماند و آن روز را جشن مى گیرند: «ابوریحان بیرونى برگزارى جشن آبریزگان را در روز ۳۰ بهمن ماه ذکر کرده است.» تمام منابع روایت مى کنند پیروز براى جلوگیرى از خسارات فراوان این قحطى و خشکسالى، از گرفتن مالیات صرف نظر کرد و دستور داد انبارها را به روى مردم بگشایند و گندم میان آن‌ها توزیع کنند و حتى مجبور شد از کشور‌هاى مجاور نیز مایحتاج مردم را تهیه کرده و بین مردم ایران زمین تقسیم کند. گویا این اقدامات او تا حد بسیار زیادى مؤثر بوده است و تلفات را به حداقل رسانیده؛ به طورى که این منابع با اغراق بازگو مى کنند در طول این قحطى و هفت سال خشکسالى، جز یک نفر از بین نرفت...
پاره اى از منابع، جشن آبریزگان و جشن تیرگان را با هم یکى مى دانند. در فرهنگ جهانگیرى نیز آمده روز سیزده تیر ماه که در آن مردم آب و گلاب بر همدیگر مى پاشند، آبریزان و تیرگان گویند. در فرهنگ دهخدا نیز این دو جشن یکى دانسته شده و زمان آن را روز سیزده تیر ذکر کرده است و علت برگزارى آن، خشکى و قحطى چند ساله در دوران «پیروز» ساسانى و سپس نیایش مردم به درگاه پروردگار و بارش باران ذکر شده است؛ اما با این حال مى توان گفت این دو جشن در حقیقت دو جشن جداگانه هستند؛ اما فلسفه وجودى هر دو به مسئله آب و بارندگى و خشکسالى ارتباط پیدا مى کند.
ابوریحان بیرونى، طبرى و گردیزدى جشن تیرگان را به جنگ افراسیاب تورانى و منوچهر و تیر انداختن آرش کمانگیر براى مشخص کردن مرز میان ایران و توران زمین ربط مى دهند و مردم آن روز را که صلح برقرار شد، جشن گرفتند و تیرگان نام نهادند. ابوریحان بیرونى میان جشن تیرگان که در روز سیزده تیرماه و جشن آبریزگان که در روز ۳۰بهمن ماه است، فرق گذاشته است. دو جشن با ویژگى هاى فلسفه وجودى مشابه که در گذر ایام یکى پنداشته شده اند.
پس از سقوط سلسله ساسانى و سپس تشکیل نخستین دولت هاى نیمه مستقل و مستقل ایران، هنوز یاد و خاطره جشن هاى ایران باستان در خاطره ایرانیان که به آئین مقدس اسلام گرویده بودند، وجود داشت. در منابع آمده است که عده‌اى از دهقانان ایرانى در عید نوروز هدایایى به خدمت مولاى خویش حضرت على (ع) بردند که ایشان نیز به این عید ایرانیان با نظر موافق نگریستند.
در روزگار خلافت عباسى جشن هاى ایران همچون مهرگان (جشن پایان مهر ماه که بعد از برداشت محصول کشاورزان برگزار مى کنند) و نوروز، دستمایه شاعران عرب و ایرانى شده و با شکوه تمام برگزار مى شده است. تاریخ بیهقى برگزارى جشن مهرگان و جشن سده را در دوران حکمرانى غزنویان و در دوره سلطان محمود غزنوى نقل کرده است.جشن سده را مرداویج زیارى در اصفهان، در سال ۳۲۳ ه.ق با شکوه تمام برگزار کرد.
در هر حال، در دوران حکمرانى بیگانگان بر ایران، بسیارى از این اعیاد و جشن ها و رسوم ها از گردونه خارج شده اند و پاره اى دیگر به حیات ضعیف خود ادامه دادند، در این میان، به‌ویژه در مناطق کویرى که قدر و منزلت آب بیشتر از دیگر نواحى دانسته مى شود، جشن آبریزگان باشکوه بیشترى برگزار مى شود.
در دوران صفویه جشن آبریزگان از مهم‌ترین جشن ها بوده و با شکوه هر چه تمام‌تر در آن ایام برگزار مى شده است. گفته مى شود شاه عباس علاقه فراوانى به این جشن داشته و گاه خود شخصاً در این مراسم شرکت مى کرده است. اسکندر بیک ترکمان، منشى مخصوص شاه عباس و صاحب کتاب «تاریخ عالم آراى عباسى» در وقایع سال بیست و پنجم حکمرانى او مى نویسد: «در اول تحویل سرطان که بوف عجم و شگون کسرا و جم است، روز آب پاشان است.به اتفاق در چهار باغ اصفهان تماشاى آب پاشان فرمودند، در آن روز، صد هزار نفر از طبقات خلایق وضیع و شریف در خیابان چهار باغ جمع آمده به یکدیگر آب مى پاشیدند؛ از کثرت خلایق و بسیارى آب پاشى رودى زاییده شده بود و فى الواقع تماشاى غریبى است...»
پیترو دولاواله جهانگرد ایتالیایى که در زمان سلطنت شاه عباس به ایران سفر کرده، در اصفهان شاهد جشن آب‌پاشان بوده است؛ در این باره نوشته است: «‌در روز جمعه پنجم ژوئیه مراسم عید آب پاشان یا آبریزگان انجام گرفت. در این روز، همگى لباس کوتاه در بر مى کنند و آستین ها را تا آرنج بالا مى زنند و در کنار رودخانه یا محل دیگرى که آب زیاد در دسترس باشد، در حضور شاه حاضر مى شوند و به محض اجازه، با ظرفى که در دست دارند، ضمن شادى و خنده و مزاح، بر سر و روى هم آب مى پاشند. در اصفهان مراسم عید آبریزگان را در کنار زاینده رود، در انتهاى خیابان چهار باغ، مقابل پل زیباى الله وردی‌خان به جاى مى آورند».
شاعران دوره صفویه نیز جشن آبریزگان را دستمایه شعر خویش قرار داده اند. نظیرى نیشابورى از شعراى دوره صفویه، چنین سروده است‌:
از سیه چشمان هندى آب در چشمت نماند‌/‌آب ریزان مى‌شود در یزد چشمى آب ده
یا
آب پاشان است در کوى پرى رویان یزد /تا نمانى پاى در گل چشم بر روزن مکن
درنتیجه شرایط سیاسى حاکم بر ایران که همواره سایه ترس و وحشت و نا امنى بر مردم سایه افکنده بود و درگیرى ها و کشمکش هاى سرداران با یکدیگر و هجوم نیروهاى بیگانه از شرق و غرب و شمال و جنوب بر خاک ایران مجال پرداختن به جشن هایى چون آبریزگان و جشن هاى دیگر را نداشته‌اند، در این میان جشن نوروز است که به حیات خود ادامه داده و هنوز مى توان پس از هزاران سال صداى باربد و نکیسا و آهنگ نوروز را شنید.
منابع:
۱ـ تاریخ طبری ـ ترجمه ابوالقاسم پاینده ـ تهران ـ جلد سوم ۱۳۶۹
۲ـ روزگار ایران ـ عبدالحسین زرین‌کوب ـ انتشارات سخن ۱۳۷۵

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد
۱۳۹۵/۸/۱۹ -  شماره 5430
جستجو
جستجو
بالای صفحه